هوا و فضا


از ذهن تا دهن فقط يك نقطه فاصله است

 تصاوير زيباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نويسان،آپلودعكس، كد موسيقی، روزگذر دات كام http://roozgozar.com




از ذهن تا دهن فقط یک نقطه فاصله هست

تا ذهنت را باز نکرده ای دهنت را باز نکن

 

از ذهن تا دهن فقط يك نقطه فاصله است

تا ذهنت را باز نكردی 

دهنت را باز نكن ...

 

از ذهن تا دهن فقط يك نقطه فاصله است

ازرتا ذهنت را باز نكردی 

دهنتا را باز نكن ...

از ذهن تا دهن فقط يك نقطه فاصله است

تا ذهنت را باز نكردی 

دهنت را باز نكن ...
تا ذهنت را باز نكردی 

د
از ذهن تا دهن فقط يك نقطه فاصله است

تا ذهنت را باز نكردی 

دهنت را باز نكن ...
هنت را باز نكن ...

 

از ذهن تا دهن فقط يك نقطه فاصله است

 

از ذهن ت
از ذهن تا دهن فقط يك نقطه فاصله است

تا ذهنت را باز نكردی 

دهنت را باز نكن ...
ا دهن فقط يك نقطه فاصله است

تا ذهنت را باز نكردی 

دهنت را باز نكن ...
تا ذهنت را باز نكردی 

دهنت را باز نكن ...


اعتقاد
اهالی روستایی تصمیم گرفتند که برای نزول باران دعا کنند.
روزی که تمام اهالی برای دعا در محل مقرر جمع شدند،فقط یک پسربچه با چتر آمده بود،
این یعنی اعتقاد.


Trust
اعتماد
اعتماد را می توان به احساس یک کودک یکساله تشبیه کرد،وقتی که شما آنرا به بالا پرتاب می کنید،او میخندد ..... چراکه یقین دارد که شما او را خواهید گرفت،این یعنی اعتماد.

Hope
امید
هر شب ما به رختخواب می رویم بدون اطمینان از اینکه روز بعد زنده از خواب بیدار شویم.ولی شما همیشه برای روز بعد خود برنامه دارید،این یعنی امید.

با اعتقاد،اعتماد و امید زندگی کنید


تا حالا دقت كردی 

با اینكه خدا میتونه مچتو بگیره

ولی همش دستتو می گیره


هیچکس با بخشیدن کوچک نمی شود

وگرنه خداوند انقدر بزرگ نبود ...


کتابخانه

کتابهای سال


ـ «نامه‌های منتخب ویلیام سایرون» مجموعه‌ای از نامه‌های ادبی این چهره برجسته از انتشارات رندوم ‌هاوس.

ـ «آرزوهای بزرگ: پسران و دختران چارلز دیکنز» نوشته رابرت گاتلیب از انتشارت فارار، اشتراوس اند گیروکس.

ـ «قصه‌های ساختمان» نوشته کریس ویر از انتشارات پانتئون، رمانی که در بیشترین فهرستهای آثار منتخب سال جای داشت.

ـ «بیش از یک بشر» نوشته تیم فلش از انتشارات آبرامز که شامل شماری از زیباترین عکاسی‌های از حیوانات است.

ـ «پدر سالار: زندگی فراموش‌نشدنی و دوران پرآشوب جوزف پی کندی» نوشته دیوید ناساو از انتشارات پنگوئن، زندگی واقعی جو کندی، مبارز ایرلندی ـ کاتولیک و میلیونر خودساخته وال استریت در این کتاب تصویر شده است.

ـ «انقلاب تلویزیونی شد» نوشته آلن سپینوال کتابی خود ناشر که درباره تلویزیون نوشته شده و قرن بیست و یکم را چنانکه منتقدان تلویزیونی نشان می‌دهند، تصویر می‌کند.

ـ «غارتگر» نوشته آنالند مک‌آفی از انتشارات ناپف که رمان اول نویسنده و کتابی پرسروصدا به ویژه با موضوعی جالب برای روزنامه‌نگارها محسوب می‌شود.

ـ «دوستدار شیرینی» نوشته یان مک اوان نویسنده انگلیسی از انتشارات دابلدی که منتقدان آن را یک رمان فوق‌العاده خوانده‌اند.

ـ «خاطرات ریچارد برتون» از انتشارات دانشگاه ییل که به عنوان یکی از سرگرم‌کننده‌ترین کتاب‌های 2012 شناخته شده است و خاطرات این بازیگر سرشناس‌هالیوود و تاریخ دوران او را تصویر می‌کند.

ـ «مجموعه اشعار لوسیل کلیفتون» از انتشارت بی او ای.

ـ «روز سخت» زندگی خودنوشت یک دریادار آمریکایی از جوخه سیل نوشته مارک اوون که ماجرای دستگیری بن لادن را بیان می‌کند.

ـ «کاش اینجا بودی» نوشته گراهام سوییفت از انتشارات ناپف که کتابی پرکشش و هوشیارانه توصیف شده که از ابتدا تا انتها خواننده را با خود همراه می‌کند.

ـ «نقره: بازگشت به جزیره گنج» نوشته سر اندرو موشن از انتشارات کراون.

ـ «اینطوری او را از دست می‌دهی» نوشته جونات دیاز از انتشارات ریور هد که جدیدترین اثر این نویسنده برنده جایزه پولیتزر و مجموعه ای از داستان‌های کوتاه مرتبط است.

ـ «خیابان تلگراف» نوشته مایکل چاپون از انتشارات ‌هارپر که به عنوان یکی از بهترین آثار این نویسنده پرفروش معرفی شد.
ـ «متوفیات» نوشته کریستوفر هیچنز از انتشارات توالو.

ـ «خلیج کوچک» نوشته ران راش از انتشارات اکو که اثری تامل برانگیز در حوزه ادبیات داستانی خوانده شد.

ـ «شیوه‌ای که جهان اداره می‌شود: مقاله‌ها» نوشته نیکلسون بیکر از انتشارات سیمون اند شوستر.

ـ «استانداردهای جاز: راهنمایی برای فهرست آثار آماده اجرا» از انتشارات دانشگاه آکسفورد که کتاب راهنمای بسیار باارزشی برای دوستداران این عرصه خوانده شد.

ـ «گذرگاه استانبول» نوشته جوزف کنون از انتشارات آتریا به عنوان یک رمان جاسوسی دست اول معرفی شد.

ـ «خاطرات» نوشته ویتولد گامبوویچ از انتشارات دانشگاه ییل اثری یک جلدی از نویسنده‌ای که غالبا به عنوان نویسنده‌ای ناشناس در میان مشاهیر خوانده می‌شود.

ـ «گذرگاه قدرت» نوشته رابرت ای کارو از انتشارات ناپف به عنوان رقیبی برای «شهریار» ماکیاولی خوانده شد.






قران پژوهی





Tahoor_invitation

توحيد در فلسفه‌ ،

توحيد خداوند ــ پس‌ از اثبات‌ وجود او، كه‌ از نخستين‌ مباحث‌ الاهيات‌ به‌ معنای اخص‌ به‌ شمار می رودــ يكی از مهمترين‌ مسائل‌ در فلسفه‌ اسلامی است‌. در تصديقِ توحيد حق‌تعالی و اذعان‌ به‌آن‌، ميان‌ حكما سازگاری عام‌ و كاملی برقرار است‌، اما گاهی به‌ نظر میرسد كه‌ شيوه‌های متفاوتی در تبيين‌ و اثبات‌ توحيد بر گزيده‌اند. اين‌ تفاوت‌ حاكی از اختلاف‌ آرا نيست‌، بلكه‌ نشانه‌ توسعه‌ و تكميل‌ روشها و وجوه‌ گوناگونِ تحقيق‌ و بررسی در اين‌ باب‌ است‌ ( رجوع كنيد به ادامه‌ مقاله‌).

به‌ طور كلی مسئله‌ توحيد در فلسفه‌ اسلامی از سه‌ جهت‌ بررسی شده‌است‌: توحيد ذاتی، توحيد صفاتی، و توحيد افعالی.

توحيد ذاتی، عبارت‌ است‌ از يگانگی (واحديت‌) و بساطت‌ (احديت‌) ذات‌ خداوند. يگانگی خداوند ناظربه‌ تنزيه‌ او از هرگونه‌ شريك‌ و مِثل‌ و مانند است‌ و بساطت‌ خداوند ناظر به‌ نفی هرگونه‌ تركيب‌ و تركّب‌ از ذات‌ اوست‌ ( رجوع كنيد به ادامه‌ مقاله‌؛ برای آگاهی از اقسام‌ تركيب‌وتركّب‌ و نحوه‌ بساطت‌ خداوند رجوع كنيد به بسيط‌ ومركّب‌ * ).

در راهها و شيوه‌های اثبات‌ توحيد، چند امر مشترك‌ وجود دارد، از جمله‌ اينكه‌ تقريباً همه‌ فيلسوفان‌ مسلمان‌، استدلال‌ خود را در اثبات‌ توحيد به‌ صورت‌ برهان‌ خُلْف‌ اقامه‌ كرده‌ و پيوسته‌ اصل‌ تناهی علل‌ را به‌ عنوان‌ مبنا و فرض‌ مسئله‌ توحيد در نظر گرفته‌اند، كه‌ در اكثر موارد مراد از علل‌، علل‌ فاعلی است‌. بر اساس‌ اصل‌ مذكور، زنجيره‌ علل‌ بايد به‌ يك‌ علت‌ غيرمعلول‌ منتهی گردد. بنابراين‌ وجود جهان‌ به‌ ضرورت‌ نشانه‌ آن‌ است‌ كه‌ يك‌ علت‌ غيرمعلول‌ وجود دارد كه‌ جهان‌ معلول‌ اوست‌. حال‌ اگر اين‌ علت‌، يگانه‌ و بیهمتا نباشد، تركيب‌ و تركّب‌ در ذات‌ و هويت‌ او، خواه‌ به‌ صورت‌ تركيب‌ از جنس‌ و فصل‌ و خواه‌ به‌ صورت‌ تركيب‌ از ذات‌ و اعراض‌، لازم‌ میآيد. از طرفی، اگر اين‌ ذات‌ به‌ نحوی مركّب‌ باشد به‌ علتی نيازمند است‌ كه‌ اين‌ تركيب‌ را پديد آورد و اين‌ مستلزم‌ تحقق‌ علتی ورای اين‌ علت‌ نهايی است‌. در اين‌ صورت‌ خُلف‌ لازم‌ میآيد، يعنی زنجيره‌ علل غيرمتناهی میشود در حالی كه‌ تناهی علل‌، بنا بر استدلالی ديگر، مسلّم‌ گرديده‌ است‌ ( رجوع كنيد به تسلسل‌ * ). پس‌ تركيب‌ در ذات‌ خدا و در نتيجه‌ تعدد او (نفی توحيد) نيز باطل‌ و محال‌ است‌. به‌ اين‌ ترتيب‌، توحيد اثبات‌ میگردد (كِنْدی، ج‌ 1، ص‌ 207؛ ابن‌سينا، 1363 ش‌، ص‌ 5 ؛ ابن‌رشد، 1980ـ1981، قسم‌ 2، ص‌ 468؛ صدرالدين‌ شيرازی، 1378 ش‌، ص‌ 31).

موضوع‌ توحيد و راههای تبيين‌ و اثبات‌ آن‌ را در سير تحولِ انديشه‌ حكمای اسلامی میتوان‌ به‌ اين‌ شرح‌ گزارش‌ كرد: نظريه‌ توحيد و راههای اثبات‌ آن‌ تا پيش‌ از ابن‌سينا غالباً بر محور ارتباط‌ خدا با جهان‌ آفرينش‌، يعنی وحدت‌ آفريننده‌ جهان‌ از جهت‌ آفرينندگی او، در نظر بوده‌ است‌. كندی (ج‌ 1، ص‌ 207) در رساله‌ای كه‌ در پاسخ‌ به‌ علیبن‌ جَهْم‌ نگاشته‌، خدا را به‌ عنوان‌ مُحدِث‌ جهان‌، واحد خوانده‌ و برای اثبات‌ اين‌ مطلب‌، به‌ اقامه‌ استدلال‌ به‌ شيوه‌ مذكور پرداخته‌ است‌. برای فارابی (1405، ص‌ 102) نيز اساس‌ تبيين‌ و اثبات‌ توحيد، همين‌ رابطه‌ آفرينندگی خدا نسبت‌ به‌ جهان‌ است‌. برای تبارشناسيِ اين‌ بذلِ توجه‌ فيلسوفان‌ مسلمان‌ به‌ رابطه‌ خدا با جهان‌ در اثبات‌ توحيد، میتوان‌ به‌ استشهاد فارابی (همانجا) به‌ اُثولوجيا اشاره‌ كرد. با توجه‌ به‌ اينكه‌ اُثولوجيا نوشته‌ فلوطين‌ * (متوفی 269 يا 270 ميلادی) است‌، شايد بتوان‌ يكی از ريشه‌های اين‌ گرايش‌ فيلسوفان‌ مسلمان‌ را انديشه‌ فلوطين‌ دانست‌. گر چه‌ فارابی (1982، ص‌ 39؛ همو، 1993، ص‌ 42، 45) بنا بر اين‌ گرايش‌، در اثبات‌ وحدت‌ خدا از برخی معانی، مانند «اول‌ بودن‌»، استفاده‌ كرده‌، لكن‌ بر خلاف‌ فلوطين‌، رابطه‌ خدا را با جهان‌ همانند رابطه‌ جزء و كل‌، و نوعی رابطه‌ درونی و حلولی ندانسته‌، بلكه‌ بر تغاير جوهری و ذاتی خدا با جهان‌ تصريح‌ نموده‌ است‌. علاوه‌ بر اين‌، از حيث‌ وجود نيز خدا را وجودی خاص‌ و متمايز و از اين‌ جهت‌ نيز «واحد» دانسته‌ است‌.

فارابی (1982، ص‌ 40؛ همو، 1993، ص‌ 42ـ43) يگانگی خداوند را از راههای ديگری نيز اثبات‌ كرده‌ است‌، از جمله‌ بر مبنای وصفِ «تام‌ بودن‌» خداوند. به‌ نظر وی اگر خداوند همنوعی داشته‌ باشد، اين‌ نشانه‌ نقص‌ اوست‌، زيرا بنا بر قاعده‌ای كلی، تام‌ عبارت‌ است‌ از چيزی كه‌ نمیتوان‌ خارج‌ از وجود وی، همنوعی برای آن‌ يافت‌؛ چه‌ آن‌ همنوعْ جوهر باشد چه‌ عرض‌، جسم‌ باشد يا غيرجسم‌. بعلاوه‌، فارابی (1982، ص‌ 41ـ 43؛ همو، 1993، ص‌ 43ـ44) انكار توحيد را منافی منزه‌ بودن‌ خدا از نقص‌ و ضد دانسته‌ است‌. بدين‌ترتيب‌، میتوان‌ گفت‌ فارابی در استدلال‌ بر توحيد، علاوه‌ بر ارتباط‌ خدا و جهان‌، برخی اوصاف‌ و ويژگيهای خداوند را نيز ملاك‌ اثبات‌ وحدانيت‌ او قرار داده‌ است‌. در عين‌ حال‌ شيوه‌ وی از تمركز بر رابطه‌ خدا با جهان‌ بيرون‌ نيست‌.

ابن‌سينا (1363 ش‌، ص‌ 2) «واجب‌الوجود بالذات‌» را به‌ صورت‌ اصليترين‌ تعبيری كه‌ مبيّن‌ ذات‌ الاهی باشد، به‌ كار برده‌ است‌. واجب‌الوجود بالذات‌ يعنی موجودی كه‌ عدم‌ آن‌ به‌ هر نحو محال‌ است‌. در فلسفه‌ ابن‌سينا، تبيين‌ و اثبات‌ توحيد بر اساس‌ همين‌ معنا مطرح‌ میشود. وی (1363 ش‌، ص‌ 4ـ 5؛ همو، 1376 ش‌، ص‌ 60) نيز همانند فيلسوفان‌ پيش‌ از خود، وحدت‌ واجب‌الوجود بالذات‌ را از طريق‌ برهان‌ خلف‌ اثبات‌ كرده‌ ولی، تكيه‌ او بر اين‌ نكته‌ است‌ كه‌ خود معنا و حقيقت‌ واجب‌ الوجود بالذات‌، مبيّن‌ اصل‌ توحيد است‌، و نفی توحيد با توجه‌ به‌ معنای واجب‌الوجود بالذات‌، مستلزم‌ خلف‌ و تناقض‌ است‌؛ چرا كه‌ لازم‌ میآيد كه‌ واجب‌الوجود بالذات‌، واجب‌الوجود بالذات‌ نباشد. در حالی كه‌ در فلسفه‌ كندی يا فارابی، معمولاً امر محالی كه‌ از فرض‌ تعدد خدا لازم‌ میآيد، متوجه‌ معنای اوليت‌، محدِث‌ بودن‌ و يا تقدم‌ خدا نسبت‌ به‌ خلق‌ و جهان‌ است‌.

يكی از كوتاهترين‌ استدلالهای ابن‌سينا (1376 ش‌، ص‌ 58 ـ 59؛ نيزرجوع كنيد به همو، 1403، ج‌ 3، ص‌ 40ـ47) در اثبات‌ توحيد، كه‌ به‌ اصل‌ «نفی تركيب‌» (بساطت‌) در ذات‌ باری باز میگردد، اين‌ است‌ كه‌ كثرت‌ واجب‌الوجود در هر صورت‌ مستلزم‌ يك‌ نحو انقسام‌ در معنای واجب‌الوجود است‌. اين‌ انقسام‌ به‌ يكی از دو صورت‌ ممكن‌ است‌ و وجه‌ ديگری قابل‌ فرض‌ نيست‌: 1) انقسام‌ جنس‌ با فصول‌، 2) انقسام‌ نوع‌ با اعراض‌. در صورت‌ اول‌ اگر واجب‌الوجود معنايی جنسی باشد، برای تحقق‌ نيازمند فصل‌ خواهدبود، چون‌فصل‌هميشه‌ سبب‌ تحقق‌ جنس‌است‌ (مثل‌ فصل‌ ناطق‌ برای حيوان‌). چنين‌ نيازی برای معنای وجوب‌ وجود محال‌ است‌، زيرا وجوب‌وجود به‌معنای فعليت‌ محض‌ و تأكّد و شدت‌ وجود است‌. در اين‌ صورت‌ چگونه‌ ممكن‌ است‌ واجب‌الوجود بالذات‌ در وجود و تحقق‌ نيازمند غير باشد؟ صورت‌ دوم‌ بر اساس‌ اين‌ فرض‌ است‌ كه‌ تفاوت‌ بين‌ دو واجب‌الوجود در اعراض‌ آنها باشد. در اين‌صورت‌ عرض‌ نمیتواند ناشی از ذات‌ واجب‌الوجود باشد، چون‌ اگر چنين‌ باشد نظر به‌ اينكه‌ حقيقتِ وجوب‌ وجود در هر دو واجب‌الوجودِ مفروض‌ يكسان‌ است‌، بايد اعراض‌ اين‌ دو نيز يكسان‌ شود. بدين‌ترتيب‌، دليل‌ و سببی برای تعدد و تكثر آنها باقی نخواهد ماند. اگر عُروض‌ اين‌ اعراض‌ سببی غير از ذات‌ واجب‌الوجود داشته‌ باشد، پس‌ واجب‌الوجود در تشخص‌ و تمايزش‌ نيازمند غير است‌ و اين‌ نيازمندی با معنای وجوب‌ وجود سازگار نيست‌.

تعبير واجب‌الوجود و اثبات‌ توحيد به‌ شيوه‌ استدلالی ابن‌سينا، پس‌ از وی رواج‌ يافت‌، به‌ گونه‌ای كه‌ علاوه‌ بر فيلسوفان‌، اكثر متكلمان‌ شيعی نيز همان‌ روش‌ را به‌كار بردند (برای نمونه‌ رجوع كنيد به سهروردی، ج‌ 1، ص‌ 35، 392ـ393؛ علامه‌ حلّی، ص‌ 35؛ ميرداماد، 1376 ش‌، ص‌ 267).

ابن‌رشد (1980ـ1981، قسم‌ 2، ص‌ 463ـ464) اشكال‌ غزالی را بر استدلال‌ ابن‌سينا مردود دانسته‌ و در عين‌ حال‌ توضيح‌ داده‌ است‌ كه‌ بيان‌ ابن‌سينا چيزی نزديك‌ به‌ برهان‌ است‌ و به‌ دليل‌ نقصی كه‌ دارد فاقد ارزش‌ و اعتبار برهان‌ است‌؛ ازينرو، تقرير ديگری از اين‌ برهان‌ ارائه‌ كرده‌ است‌. بنا بر تقرير ابن‌رشد از برهان‌ مذكور (1980ـ1981، قسم‌ 2، ص‌ 468)، برای تعدد واجب‌الوجود، میتوان‌ سه‌ فرض‌ مطرح‌ كرد: 1) تغاير اين‌ دو واجب‌الوجود در عدد، يعنی دو فرد از يك‌ نوع‌ باشند؛ 2) تفاوت‌ آنها نوعی باشد و معنای واجب‌الوجود در آن‌ دو به‌ صورت‌ جنس‌ مشترك‌ باشد؛ 3) تفاوت‌ اين‌ دو واجب‌الوجود در تقدم‌ و تأخر وجودشان‌ باشد، يعنی آنها دو موجود بسيط‌ باشند، همانند عقول‌ كه‌ هيچ‌ اشتراك‌ ذاتی ندارند و تفاوت‌ آنها فقط‌ در اين‌ است‌ كه‌ يكی مقدّم‌ و ديگری مؤخر است‌. ابن‌رشد با رد اين‌ سه‌ فرض‌ ثابت‌ میكند كه‌ واجب‌الوجود واحد است‌. در رد فرض‌اول‌ و دوم‌، از اصل‌ عدم‌تركيب‌ در ذات‌ واجب‌ بهره‌ میجويد و در فرض‌ سوم‌ برآن‌ است‌ كه‌ چون‌ واجب‌الوجود بايد مقدّم‌ باشد، پس‌ محلی برای وجوب‌ وجودِ امر متأخر باقی نمیماند و فقط‌ آن‌ كه‌ مقدّم‌ است‌ میتواند واجب‌ باشد. بنا بر نظر ابن‌رشد (1402، ص‌ 65ـ 69)، اثبات‌ توحيد بايد مطابق‌ شرع‌ و آنچنانكه‌ در قرآن‌ آمده‌، باشد. وی با استناد به‌ آيه‌ 22 سوره‌ انبياء و آيه‌ 42 سوره‌ اسراء، «وحدت‌ جهان‌» را دليل‌ بر وحدت‌ آفريننده‌ جهان‌ میداند. از آنجا كه‌ جهان‌ واقعيتی واحد است‌، اگر بيش‌ از يك‌ آفريننده‌ داشته‌ باشد، هر آيينه‌ فاسد میگردد و امر واحد نمیتواند از جهت‌ واحد با دو امر متعدد نسبت‌ واحدی داشته‌ باشد. در اين‌ استدلال‌، وحدت‌ جهان‌ امری واضح‌ و آشكار تلقی شده‌ كه‌ نيازمند دليل‌ و برهان‌ نيست‌ (نيزرجوع كنيد به برهان‌ تمانع‌ * ). كلام‌ ابن‌رشد از حيث‌ تمركز بر ارتباط‌ خدا با جهان‌، بيشتر با نظريات‌ فلاسفه‌ قبل‌ از ابن‌سينا هماهنگ‌ است‌، در عين‌ حال‌ چون‌ استدلال‌ وی مبتنی بر وحدت‌ جهان‌ است‌، نه‌ صرفاً بر مخلوق‌ بودن‌ جهان‌ و خالق‌ بودن‌ خدا، از آنها متمايز است‌. وی بنا بر وحدت‌ فعل‌، وحدت‌ فاعل‌ را اثبات‌ میكند، نه‌ فقط‌ بر اساس‌ تقدم‌ خالق‌ بر مخلوق‌.

سهروردی (همانجاها) با وجود تفاوت‌ اساسيِ مشرب‌ فلسفی اش‌ با ابن‌سينا، استدلال‌ ابن‌سينا بر وحدانيت‌ واجب‌ را مطرح‌ و از تعبير واجب‌الوجود استفاده‌ كرده‌ است‌، اما پيوسته‌ بر نفی تمايز ماهيت‌ و وجود در ذات‌ واجب‌ و اينكه‌ واجب‌الوجود، وجود صرف‌ و فوق‌ مقوله‌ است‌، تأكيد دارد. وی با تمسك‌ به‌ قاعده‌ «صِرْفُ الشیءِ لايتثنّی ولايتكرّر» نيز وحدت‌ واجب‌الوجود را اثبات‌ كرده‌ است‌؛ بدين‌ صورت‌ كه‌ اگر واجب‌الوجود شريك‌ داشته‌ باشد، بايد هر يك‌ از ديگری متمايز باشند زيرا لازمه‌ دو چيز بودن‌ تمايز است‌. پس‌ هيچ‌ كدام‌ صِرف‌ هستی نخواهند بود، در حالی كه‌ واجبْ تعالی، صِرف‌ هستی و نامحدود است‌ و صرف‌الشیء هم‌ تكرارپذير و قابل‌ دو تا شدن‌ نيست‌. پس‌ واجب‌الوجود بالذات‌، ثانی و شريك‌ ندارد (نيزرجوع كنيد به ميرداماد، 1376 ش‌، ص‌ 266ـ267؛ فيض‌ كاشانی، ص‌ 14؛ سبزواری، 1416ـ1422، ج‌ 3، ص‌ 510 ـ512). بدين‌ ترتيب‌، به‌ نظر میرسد بيان‌ سهروردی در باره‌ واجب‌الوجود و اثبات‌ توحيد بنا بر مفهوم‌ واجب‌الوجود، به‌ شيوه‌ ابن‌سينا نزديكتر باشد تا بيان‌ غزالی و ابن‌رشد. سهروردی در حكمه‌الاشراق‌ ــ كه‌ آن‌ را دقيقاً به‌ مسلك‌ اشراقی نگاشته‌ ــ تعبير خاص‌ «نورالانوار» را برای خدا به‌ كار برده‌ و وحدت‌ خداوند را نيز بر مبنای عدم‌ تركيب‌ در ذات‌ نور (بساطت‌ نور) ــ كه‌ منطبق‌ است‌ با همان‌ اصل‌ عدم‌ تركّب‌، در انديشه‌ ديگر فيلسوفان‌ مسلمان‌ ــ اثبات كرده‌ است‌ ( رجوع كنيد به مجموعه‌ مصنّفات‌ ، ج‌ 2، ص‌ 121ـ124).

شيوه‌ خاص‌ صدرالدين‌ شيرازی (1337 ش‌، سفر سوم‌، ج‌ 1، ص‌ 100ـ104؛ همو، 1346 ش‌، ص‌ 37ـ 38) در اثبات‌ توحيد، مبتنی بر تبيين‌ حقيقت‌ وجود است‌، زيرا ذات‌ اين‌ حقيقت‌ مبيّن‌ بساطت‌ و محض‌بودنِ كامل‌ آن‌ است‌ و از آنجا كه‌ حقيقتِ صرف‌ و بسيط‌، در واقع‌ كل‌ اشيا است‌، غيری برای اين‌ حقيقت‌ باقی نمیماند كه‌ بتواند دومی او باشد. همه‌ چيز در اين‌ حقيقت‌ اِندِكاك‌ میيابد. بيان‌ برهانی اين‌ شيوه‌ بدين‌ ترتيب‌ است‌: چون‌ واجب‌الوجود، منتها و غايت‌ هر حقيقتی است‌، پس‌ وجودش‌ نه‌ متوقف‌ بر چيزی است‌ و نه‌ متعلق‌ به‌ چيزی و در واقع‌«بسيط‌الحقيقه‌» است‌. اين‌ بساطت‌ اقتضامیكندكه‌ هيچ‌ جهت‌ امكانی در او نباشد، زيرا هر وجه‌ امكانی مستلزم‌ تركيب‌ از وجود و ماهيت‌ است‌، و فرد دوم‌ برای اين‌ موجود فقط‌ در صورتی قابل‌ فرض‌ است‌كه‌ هيچ‌ رابطه‌ ذاتی و وجودی با او نداشته‌ باشد، چون‌ چنين‌ رابطه‌ای به‌ معنای عليت‌ يكی نسبت‌ به‌ ديگری است‌. در اين‌ صورت‌ اين‌ ديگری واجب‌الوجود دوم‌ نخواهد بود. نفی رابطه‌ وجودی ميان‌ اين‌ دو نيز مستلزم‌ آن‌ است‌ كه‌ هر يك‌ فاقد مرتبه‌ كمال‌ وجودی باشد كه‌ ديگری واجد آن‌ است‌ و فاقد بودن‌ نيز با حقيقت‌ بسيطِ فراگير كه‌ بالفعل‌ محض‌ است‌ سازگار نيست‌؛ پس‌، فرض‌ فرد دوم‌ برای واجب‌الوجود باطل‌ است‌.

صدرالدين‌ شيرازی (1337 ش‌، سفر سوم‌، ج‌ 1، ص‌ 57 ـ 94)، غير از طريق‌ خاص‌ خويش‌ در اثبات‌ توحيد كه‌ مبتنی بر اصالت‌ وجود و بساطت‌ حقيقت‌ وجود است‌، روش‌ ديگر فلاسفه‌ اسلامی را نيز مورد امعان‌ نظر قرار داده‌ است‌. وی در يك‌ دسته‌بندی كلی برهانهای توحيد را در دو گروه‌ قرار میدهد: 1) آنهايی كه‌ وحدانيت‌ ذات‌ خداوند را اثبات‌ میكنند؛ 2) آنهايی كه‌ برای اثبات‌ وحدانيت‌ پروردگارِ جهان‌ (إله‌العالم‌) اقامه‌ شده‌اند. در دسته‌ اول‌ برهانهايی را كه‌ مبتنی بر نفی تركّب‌ از ذات‌ الاهی اند بيان‌ نموده‌ است‌، اما سعی كرده‌ استدلال‌ فيلسوفان‌ ديگر را با شيوه‌ خاص‌ خود تطبيق‌ دهد و اصل‌ بساطت‌ وجود را مطرح‌ كند. وی (1378 ش‌، ص‌ 31؛ نيز رجوع كنيد به بسيط‌ الحقيقه‌ * ) همچنين‌ شيوه‌ ديگری در اثبات‌ وحدانيت‌ به‌ كار برده‌ است‌ كه‌ دقيقاً به‌ بحث‌ صفات‌ الاهی باز میگردد. اين‌ شيوه‌ نيز مخصوص‌ اوست‌. وی وحدانيت‌ را بر اساس‌ «صمد» بودن‌ خداوند، يعنی بی نيازی ذات‌ الاهی از غير و نيازمندی همه‌ به‌ او، بيان‌ كرده‌ است‌. اين‌ استدلال‌ بر پايه‌ قاعده‌ «بسيط‌ الحقيقه‌ كل‌ الاشياء و ليس‌ بشيی منها» اقامه‌ شده‌ است‌؛ ازينرو، در واقع‌ تبيين‌ ديگری از همان‌ شيوه‌ خاص‌ صدرالدين‌ است‌. دسته‌ دوم‌ استدلالهايی اند كه‌ ــ بويژه‌ با استشهاد به‌ همان‌ آياتی كه‌ ابن‌رشد در اثبات‌ توحيد در نظر داشت‌ ــ كم‌ و بيش‌ همان‌ اصل‌ ابن‌رشد را مطرح‌ میسازند مبنی بر اينكه‌ وحدت‌ جهان‌ دليل‌ بر وحدانيت‌ خداست‌. اما صدرالدين‌ شيرازی با انتساب‌ اين‌ برهان‌ به‌ ارسطو، ابتدا وحدت‌ جهان‌ را اثبات‌ كرده‌ و مانند ابن‌رشد آن‌ را امری بديهی تلقی نكرده‌ است‌. به‌ اين‌ صورت‌ كه‌ يك‌ «وحدت‌ شخصی» و يك‌ «وحدت‌ طبيعی» برای جهان‌ اثبات‌ می نمايد، سپس‌ از اين‌ وحدت‌ به‌ وحدت‌ خداوند جهان‌ میرسد. دومين‌ تفاوت‌ روش‌ وی با ابن‌رشد، استفاده‌ از «اصل‌ تشخص‌» است‌. از نظر وی تشخص‌ به‌وجود است‌؛ ازينرو، تشخصِ معلول‌، وابسته‌ به‌ تشخص‌ علت‌ اوست‌. بدين‌ ترتيب‌، جهان‌ در صورتی واجد وحدت‌ شخصی است‌ كه‌ علت‌ آن‌، امری واحد باشد. وی (1378 ش‌، ص‌ 29ـ30) با استفاده‌ از اين‌ اصل‌، برهانِ اثبات‌ توحيد را بر اساس‌ اصول‌ فلسفه‌ خويش‌ اثبات‌ و درعين‌حال‌ نوع‌ وحدت‌ فعل‌ (= جهان‌) و وحدت‌ فاعل‌ (= خدا) را نيز مشخص‌ كرده‌ است‌ (نيز رجوع كنيد به سبزواری، 1416ـ 1422، ج‌ 3، ص‌ 521 ـ 527). صدرالدين‌ شيرازی (1346 ش‌، ص‌ 45ـ46) راه‌ خود را در اثبات‌ توحيد، طريقه‌ صديقين‌ و هماهنگ‌ با مسلك‌ اهل‌ ذوق‌ دانسته‌ و اظهار كرده‌ كه‌ در اين‌ طريق‌، سالك‌ و مسلوك‌ و مسلك‌ متحدند و بنا بر آيه‌ «شَهِدَاللّهُ اَنَّهُ لا اِلهَ اِلاّ هو...» (آل‌عمران‌: 18)، اين‌ همان‌ برهان‌ ذات‌ احديت‌ بر خويشتن‌ است‌.

توحيد صفاتی، يعنی ذات‌ خدا و صفات‌ ثبوتی كمالی او (از قبيل‌ علم‌، حيات‌، قدرت‌، اراده‌ و مانند اينها) و همچنين‌ اين‌ صفات‌ با يكديگر، از نظر مصداقی و وجودی، واحد و عين‌ يكديگرند، اگر چه‌ مفهوم‌ آنها با هم‌ مغاير است‌.

ابن‌سينا (1363 ش‌، ص‌ 19ـ21؛ همو، 1364 ش‌، ص‌600ـ 604)، مانند فارابی (1982، ص‌ 46ـ54)، وحدت‌ عينی و مصداقی اين‌ صفات‌ با يكديگر را بيان‌ كرده‌ و همه‌ آنها را ناشی از مرتبه‌ كامل‌ وجود واجب‌ دانسته‌ است‌؛ ازينرو، معتقد است‌ كه‌ تعدد و تغايرِ مفهومی آنها موجب‌ پيدايش‌ كثرت‌ در ذات‌ واجب‌الوجود نيست‌، چون‌ هرگاه‌ اين‌ معانی و صفات‌ به‌ نحو مطلق‌ لحاظ‌ شوند، هر يك‌ بر معنايی غير از ديگری دلالت‌ دارند، اما وقتی در مقايسه‌ با ذات‌ واجب‌ در نظر گرفته‌ شوند و معنای وصفی خاص‌ آنها در اين‌ مورد ملاحظه‌ گردد، در واقع‌ بر يك‌ معنا دلالت‌ دارند كه‌ با اعتبارهای مختلف‌ مشاهده‌ میشود. به‌نظر فارابی (همانجا؛ نيز رجوع كنيد به همو، 1993، ص‌ 45ـ46)، ذات‌ واحد تماماً علم‌ است‌ همانگونه‌ كه‌ تماماً قدرت‌ و وجود است‌ و هيچيك‌ از صفات‌ كمالی خاص‌، جزئی از واجب‌الوجود نيست‌، بلكه‌ عين‌ آن‌ است‌. بدين‌ ترتيب‌، امكانی برای كثرت‌ در ذات‌ او وجود ندارد و ذاتی كه‌ كمال‌ بی نهايت‌ است‌، نمیتواند فاقد اين‌ صفات‌ باشد بلكه‌ به‌ضرورت‌ همه‌ اين‌ صفات‌ در او متحقق‌ است‌.

فيلسوفان‌ پس‌ از ابن‌سينا، توحيد صفاتی را از جهت‌ تعارضِ ديدگاه‌ فلاسفه‌ با آرای مشهور كلامی در اين‌ زمينه‌ مطرح‌ كرده‌اند ( رجوع كنيد به ادامه‌ مقاله‌). خواجه‌نصيرالدين‌ طوسی (ص‌45ـ53)، نظريه‌ اشاعره‌ مبنی بر زائد بودن‌ صفات‌ بر ذات‌ را، كه‌ منتهی به‌ قبول‌ قدمای هشت‌گانه‌ میشود، بيان‌ كرده‌ است‌. از سوی ديگر نظريه‌ معتزله‌ مبنی بر نيابت‌ ذات‌ از صفات‌ را آورده‌ و قول‌ فلاسفه‌ را در مقابل‌ اين‌ دو نظريه‌ مشهور كلامی تبيين‌ كرده‌ است‌.

سهروردی (ج‌1، ص‌40ـ41) ثبوت‌ صفت‌ حقيقی برای حق‌ را انكار كرده‌ و اثبات‌ صفت‌ ذاتی برای خداوند را به‌ هيچ‌وجه‌ ممكن‌ ندانسته‌ است‌، زيرا اثبات‌ صفت‌ برای نورالانوار مبتنی بر يكیاز فرضهای چهارگانه‌ است‌، كه‌همه‌ آنها در مورد واجب‌الوجود باطل‌اند. در صورت‌ فرض‌ صفت‌ برای واجب‌الوجود، اين‌ صفت‌ نيز يا خودْ واجب‌الوجود است‌ يا معلولِ واجب‌الوجود ديگری است‌. اين‌ دو فرض‌ بنا بر ابطال‌ قول‌ به‌ تعدد واجب‌الوجود باطل‌ میشود. فرض‌ سوم‌ اينكه‌ صفت‌، معلولِ موجودِ ممكنی است‌كه‌ خود معلولِ واجب‌الوجود است‌، در اين‌ صورت‌ نيز انفعال‌ واجب‌ از معلول‌ خويش‌ لازم‌ میآيد، كه‌ بطلان‌ اين‌ فرض‌ هم‌ واضح‌ است‌. فرض‌ چهارم‌ اين‌ است‌ كه‌ صفت‌ برای واجب‌الوجود به‌ وجوبی از ناحيه‌ ذات‌ او ضرورت‌ میيابد؛ يعنی، واجب‌الوجود خود اين‌ صفت‌ را بر خويشتن‌ واجب‌ ساخته‌ است‌. اين‌ فرض‌ نيز باطل‌ است‌، چون‌ لازم‌ میشود واجب‌الوجود از جهت‌ واحد هم‌ فاعل‌ باشد و هم‌ قابل‌، يا هر دو جهت‌ فاعلی و قابلی در او باشد، و اين‌ خلاف‌ بساطت‌ واجب‌الوجوداست‌، زيراحقيقت‌ بسيط‌ نمیتواند از جهت‌ واحد هم‌ فاعل‌ باشد هم‌ قابل‌. وی (ج‌ 2، ص‌ 124) نيز صفات‌ حقيقی را در مورد ذات‌ واجب‌ نفی كرده‌، ولی اثبات‌ صفات‌ كمال‌ را به‌ صورت‌ صفات‌ مضاف‌ (مانند مبدأيت‌ و عليت‌) و سلبی (مانند قدوسيت‌ و اَحديت‌) پذيرفته‌ است‌. در باب‌ توحيد صفات‌ نيز همه‌ صفات‌ اضافی را به‌ اضافه‌ مبدأيت‌ نورالانوار به‌ غير آن‌ ارجاع‌ داده‌ است‌. در عين‌ حال‌ (همانجا) دو صفتِ علم‌ و حيات‌ را برای نورالانوار (واجب‌الوجود بالذات‌) ذاتی، و ذات‌ نورالانوار را عين‌ علم‌ و حيات‌ دانسته‌ است‌. اين‌ نظريه‌ با ديدگاه‌ حكمای پيشين‌ در اثبات‌ صفات‌ ذاتی قرابت‌ زيادی دارد.

ميرداماد (1367 ش‌، ص‌ 255) معنای اضافه‌ در صفات‌ خداوند را كاملاً مردود شمرده‌ و تأكيد كرده‌ كه‌ خود ذات‌، فی حدّ نفسه‌ و بدون‌ در نظر گرفتن‌ هيچ‌ غيری واجد صفات‌ كمال‌ است‌ و تقرر اين‌ صفات‌ در واجب‌الوجود هيچ‌ نيازی به‌ غير ندارد. ذات‌، خودْ كمال‌ محض‌ است‌ و تمامی صفات‌، منتزع‌ از همين‌ ذات‌اند.

صدرالدين‌ شيرازی (1337 ش‌، سفر سوم‌، ج‌ 1، ص‌ 120ـ 121؛ همو، 1346 ش‌، ص‌ 38ـ39) نظر فلاسفه‌ پيش‌ از خود (ابن‌سينا، فارابی و شيخ‌ اشراق‌) را به‌ اصل‌ اساسی نظريه‌ خود (بسيط‌الحقيقه‌) برگردانده‌ و با آن‌ تطبيق‌ داده‌ است‌. بنا بر اين‌ قاعده‌، جز يك‌ وجود و يك‌ حيثيت‌ در واحد نيست‌ كه‌ همان‌ بساطت‌ حقيقی و صرف‌الوجود بودن‌ اوست‌. اين‌ حيثيت‌ امری زائد بر ذات‌ نيست‌ بلكه‌ عين‌ ذات‌ و هويت‌ واجب‌الوجود است‌. صرف‌الوجود بودن‌، يعنی در بر گرفتن‌ همه‌ كمالات‌ و داشتن‌ تمامت‌ اشيا. در واقع‌، امور عدمی و نقايص‌ اشيا از صرف‌الوجود طرد میشوند، اما هر نوع‌ حيث‌ وجودی و كمالی كه‌ در اشيا باشد در آن‌ جمع‌ میگردد. بدين‌ ترتيب‌، ذات‌ واجب‌الوجود عبارت‌ است‌ از وجدان‌ همه‌ كمالات‌ و از آنجا كه‌ اين‌ امر همان‌ ذات‌ اوست‌، تحقق‌ كثرت‌ در ذات‌ وی لازم‌ نمی آيد.

ويژگی نظر ملاصدرا نسبت‌ به‌ فلاسفه‌ پيشين‌، بيشتر با طرح‌ مسئله‌ ضرورت‌ ازلی در مورد صفات‌ باری روشن‌ میشود. در محور اساسی بحثِ توحيد صفات‌، كه‌ يك‌ ذات‌ و يك‌ دسته‌ صفات‌ مطرح‌ میشوند، تلقی متكلمان‌ از اين‌ ذات‌، امری از نوع‌ ماهيت‌ است‌ و ازينرو زيادت‌ صفات‌ يا نيابت‌ ذات‌ را مطرح‌ كرده‌اند. حال‌ آنكه‌ صدرالدين‌ شيرازی با توضيح‌ اينكه‌ صفات‌ كمال‌ برای وجود محض‌ به‌ ضرورتِ ازلی، و نه‌ ضرورتِ ذاتی، ثابت‌اند روشن‌ كرده‌ كه‌ مراد از ذات‌ در اينجا به‌ هيچ‌ وجه‌ ماهيت‌ نيست‌، بلكه‌ حقيقت‌ وجود واجب‌ است‌ كه‌ در خارج‌ عينيت‌ دارد و صرف‌الوجود است‌. با اين‌ بيانِ وی، نزاع‌ متكلمان‌ در باره‌ صفات‌ و مسئله‌ جمع‌ آن‌ با توحيد ذات‌ كم ‌وبيش‌ خاتمه‌ میيابد (ابراهيمی دينانی، ص‌ 91ـ94؛ نيز رجوع كنيد به بسيط‌ الحقيقه‌ * ).

سبزواری (1375 ش‌، ص‌ 139ـ140) در استدلال‌ بر نفی زيادت‌ صفات‌ بر ذات‌، برهانی اقامه‌ كرده‌ كه‌ پيش‌ از وی در ميان‌ فلاسفه‌ مطرح‌ نشده‌ است‌. به‌ نظر او اگر واجب‌الوجود در مرتبه‌ ذات‌ خالی از صفات‌ باشد (كه‌ اين‌ معنايِ زيادت‌ صفات‌ بر ذات‌ است‌)، در اين‌صورت‌ صفات‌ برای ذاتِ واجب‌ ضروری نيستند و ممكن‌اند. از آنجا كه‌ ذات‌ واجب‌الوجود، حقيقت‌ عينی و صرف‌ وجود است‌، در اينجا مراد از امكان‌، امكانِ استعدادی است‌ يعنی ذات‌، مستعد برای صفات‌ است‌؛ در حالی كه‌ استعداد صرفاً برای شیء مادّی مطرح‌ است‌، چون‌ استعداد يعنی قوه‌، كه‌ مستلزم‌ مادّی بودنِ شیء مستعد است‌. از سوی ديگر، مادّه‌ هرگز بدون‌ صورت‌ تحقق‌ نمیيابد و مادّه‌ مقرون‌ به‌ صورت‌ نيز يعنی جسم‌. بدين‌ ترتيب‌، لازمه‌ زائد و عارض‌ بودن‌ صفات‌ بر ذات‌، جسمانی بودن‌ باری تعالی است‌ و بطلان‌ اين‌ امر واضح‌ است‌.

نظر ملا عبداللّه‌ زُنوزی (ص‌ 272ـ273) در توجيه‌ و تبيين‌ چگونگی انتزاع‌ صفات‌ متعدد و كثير از امر واحد اين‌ است‌ كه‌ نسبت‌اسماءالاهی به‌وجود صرف‌، كه‌ همان‌ حقيقت‌ واجب‌است‌، از قبيل‌ نسبت‌ ماهيات‌ ممكن‌ به‌ وجودات‌ امكانی است‌؛ يعنی، همانگونه‌كه‌ ماهيات‌در عالم‌ واقع‌با وجودهای خاص‌اشيا وحدت‌، و در جهان‌ ذهن‌ با يكديگر تغاير دارند و تكثر میيابند، صفات‌ خداوند نيز در وجود عينی، با صرف‌الوجود وحدت‌ دارند و در عين‌ اين‌ وحدت‌ میتوانند با هم‌ تغاير داشته‌ و متكثر باشند.

بنا بر نظر طباطبائی (ص‌ 285ـ287) نسبت‌ ذات‌ و اسما و صفات‌ مانند نسبت‌ ماهيت‌ و وجود نيست‌. وی به‌ پيروی از رأی ملاصدرا، مسئله‌ مصداق‌ واحد و مفاهيم‌ متعدد را مطرح‌ ساخته‌ است‌. مسمّای اسماءالاهی كه‌ وجود عينی حق‌ و مصداقی برای همه‌ صفات‌ كمال‌ است‌، يكی است‌ و از اين‌ مصداق‌ واحد، مفاهيم‌ متعدد و متكثر میتوان‌ انتزاع‌ كرد و امكان‌ پيدايش‌ اين‌ تكثر مفهومی نيز در پرتو جمعيت‌ و كمال‌ وجودی اين‌ مصداق‌ واحد فراهم‌ میشود.

توحيد افعالی، يعنی هيچ‌ فاعل‌ و مؤثری جز خدا نيست‌ و تمام‌ افعال‌ بی هيچ‌ واسطه‌ای، مستند به‌ اويند، بدون‌اينكه‌ وجود بعضی از موجودات‌ به‌بعض‌ ديگر استناد داده‌شود. بنابراين‌، صادر اول‌ يا دوم‌ بودن‌ معنا ندارد، بلكه‌ همه‌ از جانب‌ خداوند صادر شده‌اند. بدين‌ترتيب‌، توحيدِ ايجادی به‌ توحيد وجودی و توحيد فعل‌ به‌ توحيد ذات‌ منتهی میشود، زيرا ايجاد، فرع‌ وجود است‌، و مبدأ اثر و اثر مبدأ، هر دو وجودند (صدرالدين‌ شيرازی، 1337ش‌، سفر اول‌، ج‌2، ص‌324ـ325؛ زنوزی، ص‌269ـ 270؛ سبزواری، 1357ش‌، ص‌336ـ337؛ همو، 1416ـ 1422، ج‌ 3، ص‌ 621ـ622؛ نيز رجوع كنيد به جبر و اختيار * ؛ كسب‌ * ). فلاسفه‌ حكمت‌ متعاليه‌، غالباً اين‌ بحث‌ را با تعابير عرفا تبيين‌ كرده‌ و به‌ شيوه‌ و طريقه‌ آنها نزديك‌ شده‌اند (همانجاها؛ نيز رجوع كنيد به توحيد در عرفان‌).


توحید از مهمترین محورهای اصول عقاید است. اهمیت این اصل اعتقادی آنگونه است که می توان قرآن کریم را که آخرین کتاب آسمانی است کتاب توحیدی نامید. توحید در فرهنگ دینی ـ قرآن و روایات ـ از جایگاه بسیار برجسته و ممتازی برخوردار است و تمام موضوعات و معارف در حوزه دین هر یک از راهی به موضوع توحید بر می گردند. حدیث شناسان و کارشناسان عالی علوم اسلامی که عهده دار جمع آوری روایات و بررسی و ارزیابی سندی و محتوایی آنها هستند بخش عمده ای را به مباحث توحیدی اختصاص داده اند. و در طول تاریخ اسلام آثار بسیار فراوانی در زمینه های مختلف مباحث توحید نگارش یافته است. توحید که رسالت اصلی اش تبیین مباحث مربوط به شناخت خدا، و خداپرستی و چگونگی دریافت و فهم یگانگی او و اسماء و صفات او است قلمرو بسیار گسترده و فراگیری دارد. آشنایی با راه های خداشناسی نیز یکی از مباحث مهم و ارزشمند توحید است. توحید مراتبی دارد: توحید ذات، توحید صفات، توحید افعال، توحید در عبادت.

توحید در ذات:توحید ذات عبارت است از بی مانندی ذات حق از لحاظ وجوب وجود و قدم ذاتی و استقلال و لایتناهی بودن، همه ما سوا اعم از مجرد و مادی ممکن بالذات و حادث بالذات است و قائم به او و محدود است. «لیس کمثله شیء» (شوری/11)؛ خدای یکتا را هیچ مثل و مانندی نیست. و «له المثل الاعلی» (روم/27)؛ آن ذات یکتا را در آسمان و زمین مثال عالی تر است. یا «فاطر السماوات والأرض جعل لکم من أنفسکم أزواجا و من الأنعام أزواجا یذرؤکم فیه لیس کمثله شیء و هو السمیع البصیر، شوری/11»؛ خالق آسمان ها و زمین است. از خودتان برای شما زوج هایی پدید آورد و از چهارپایان نیز جفت ها بیافرید. شما را در این (زوجیت) تکثیر می کند. چیزی همانند او نیست و اوست که شنوای بیناست. و یا «لم یکن له کفوا أحد، توحید/4»؛ او را هیچ کس همتا نیست. هیـﭻکس در ذات شبیه خداوند متعال نیست. دختر و پسر خدا نداریم، تثلیث در اسلام جایی ندارد. خداوند در هیچ وجودی حلول نمـﻰکند و جمع نمـﻰشود. حتی در روز قیامت هم نمـﻰشود خدا را به صورت جسم دید.. حتی خدا را نمـﻰتوانیم درک کنیم، و در عقل ما نمـﻰگنجد. هیچ گاه معنای ازل و ابد و خالد را نمـﻰفهمیم، و ....

توحید در صفات:برای وجود لایتناهی همچنانکه دومی قابل تصور نیست، کثرت و ترکیب و اختلاف ذات و صفات نیز متصور نیست. توحید صفاتی مانند توحید ذاتی از اصول معارف اسلامی و از عالی ترین و پراوج ترین اندیشه های بشری است که بخصوص در مکتب شیعی تبلور یافته است. در اولین خطبه نهج البلاغه چنین آمده است: «الحمدلله الذی لا یبلغ مدحته القائلون و لایحصی نعماءه العادون، و لا یؤدی حقه المجتهدون، الذی لا یدرکه بعد الهمم، و لا یناله غوص الفطن. الذی لیس لصفته حد محدود و لا نعت موجود »... سپاس ذات خدا را، آن که ستایش کنندگان نتوانند به ستایش او برسند و شمارکنندگان نتوانند نعمتهای او را برشمارند و کوشندگان نتوانند حق بندگی او را ادا نمایند، آن که همتها هر چه دور پروازی کنند، کنه او را نیابند و زیرکیها هر اندازه در قعر دریاهای فطانت فرو روند به او نرسند، آن که صفت او را حد و نهایتی و تغیر و تبدلی نیست...
در این جمله ها از صفات نامحدود خداوند یاد شده است. بعد از چند جمله می فرماید: «کمال الاخلاص له نفی الصفات عنه لشهادة کل موصوف انه، غیر الصفة و شهادة کل صفة انها غیر الموصوف فمن وصف الله سبحانه فقد قرنه و من قرنه»... اخلاص کامل، نفی صفات از پروردگار است، زیرا موصوف گواهی می دهد که ذاتش غیر از صفت است و صفت گواهی می دهد که او چیزی است غیر از موصوف، و هر کس خداوند را به صفتی توصیف کند، ذات او مقارن چیز دیگر قرار داده و هر کس خدا را مقارن چیزی قرار دهد... الی آخر. در این جمله ها، هم برای خداوند اثبات صفت شده است «الذی لیس لصفته حد محدود» و هم از او نفی صفت شده است «لشهادة کل صفة انها»... از خود این جمله ها معلوم است که صفتی که خداوند موصوف به آن صفت است صفت نامحدود به نامحدودیت ذات است که عین ذات است، و صفتی که خداوند مبرا و منزه از اوست صفت محدود است که غیر ذات و غیر از صفت دیگر است. پس توحید صفاتی یعنی درک و شناختن یگانگی ذات و صفات حق.

توحید در افعال:توحید در افعال عبارت است از اینکه مؤثر و فاعل حقیقی در نظام موجودات منحصرا ذات او است هر فاعل و مؤثری به خواست او و به مشیت او فاعل و مؤثر است. هیچ موجودی اعم از مجرد یا مادی. با اراده یابی اراده از خود استقلال ندارد نظام علت و معلول تنها مجرای اراده و مشیت ذات حق است، هستی ملک او است و او در ملک خود شریک ندارد. «لم یتخذ صاحبه و لا ولدا و لم یکن له شریک فی الملک و لم یکن له ولی من الذل و کبره تکبیرا» (مفاتیح الجنان)؛ سپاس ذات خدا را، آنکه همسر و فرزند نگرفت و برای او شریکی در مدیریت جهان و همچنین کمکی از روی ناتوانی برای اداره عالم نیست. او را بزرگ و برتر بدان، بزرگ و برتر دانستنی که لایق ذات پاک او باشد. بنابر این توحید افعالی یعنی درک و شناختن اینکه جهان، با همه نظامات و سنن و علل و معلولات و اسباب و مسببات، فعل او و کار او و ناشی از اراده اوست. موجودات عالم هم چنان که در ذات استقلال ندارند و همه قائم به او و وابسته به او هستند و او به تعبیر قرآن " قیوم " همه عالم است، در مقام تاثیر و علیت نیز استقلال ندارند، و در نتیجه خداوند همچنانکه در ذات شریک ندارد در فاعلیت نیز شریک ندارد. هر فاعل و سببی، حقیقت خود و وجود خود و تاثیر و فاعلیت خود را از او دارد و قائم به اوست.
همه حولها و قوه ها " به او " است: «ما شاء الله و لا قوة الا به، لا حول و لا قوة الا بالله» انسان که یکی از موجودات است و مخلوق اوست، مانند همه آنها علت و مؤثر در کار خود و بالاتر از آنها مؤثر در سرنوشت خویش است، اما به هیچ وجه موجودی " مفوض " و " به خود وانهاده " نیست «بحول الله و قوته اقوم و اقعد». اعتقاد به تفویض و وانهادگی یک موجود - اعم از انسان و غیر انسان - مستلزم اعتقاد به شریک بودن آن موجود با خدا در استقلال و در فاعلیت است و استقلال در فاعلیت، مستلزم استقلال در ذات است و با توحید ذاتی منافی است، چه رسد به توحید افعالی.
توحید در افعال شامل خالقیت، تدبیر، حاکمیت و ... می شود: خداوند می فرماید: «أم جعلوا لله شرکاء خلقوا کخلقه فتشابه الخلق علیهم قل الله خالق کل شیء و هو الواحد القهار، رعد/16»؛ ... یا شریکانی برای خداوند قائلند که همانند آفرینش او آفریدﻩاند، و آفرینش [ها] بر آنان مشتبه شده است؟ بگو خداوند آفریدگار هر چیز است و او یگانـﻪی قهار است. خلق مخصوص خداست. عیسی علیه السلام به اذن خدا پرنده ساخت. علت العلل خداست، یعنی اگر کسی هم چیزی خلق مـﻰکند، از خدا دستور گرفته است.
در ضمن ما طبق سخنان معصومین علیهم السلام، اعتقاد داریم که «لا مؤثر فی الوجود الا الله»؛ جز خداوند یا به اذن خداوند هیچ چیز و هیچ کس تأثیرگذار نیست.. علی علیه السلام به اذن خدا به خورشید امر کرد که دیرتر غروب کند تا نمازش قضا نشود. اگر از اهل بیت علیهم السلام کمک مـﻰخواهیم، چون معتقد هستیم که مـﻰتوانند از خدا برای ما چیزهایی بگیرند. یا می فرماید: «قل أغیر الله أبغی ربا و هو رب کل شیء، انعام/164»؛ بگو آیا جز خداوند پروردگاری بجویم، در حالی که او پروردگار همه چیز است .... امام صادق علیه السلام دعای نوروز را توصیه کردﻩاند: «... یا مدبر اللیل و النهار ....»؛ ای تدبیرکننده شب و روز یا «ابا الله ان یجری الامور من غیر اسبابها»: خداوند ابا دارد کاری را از غیر از مسیر و اسباب خود به جریان بیندازد. یا «إن الحکم إلا لله، یوسف/40»... حکم نیست مگر خداوند را ....

توحید در عبادت:توحید در عبادت مربوط است به عکس العمل بنده در برابر خالق، یعنی همان طور که او یگانه در ذات و در صفات و در افعال است، انسان نیز در مقام پرستش باید تنها او را پرستش کند و به او ملتجی شود. «و ما امروا الا لیعبدوا الله مخلصین له الدین» (بینه/5)؛ (و در کتب آسمانی) امر نشدند مگر بر اینکه خدا را به اخلاص کامل پرستش کنند.. یا «إیاک نعبد و إیاک نستعین، فاتحة الکتاب/5» خداوندا تنها تو را مـﻰپرستیم و تنها از تو یاری مـﻰخواهیم. در ابتدای آیه 23 سوره حشر آمده: «الله الذی لا اله الا هو». کلمه " الله " اگر چه علم است ولی اصلش به معنی ذات جامع جمیع صفات کمالیه است، یعنی خود " الله " لفظ " الله " به معنی این است که «له الاسماء الحسنی»، اصلا خود " الله " یعنی آن که جمیع اسماء حسنی در او جمع است، ذات مستجمع جمیع صفات کمالیه. «هو الله الذی لا اله الا هو». این «لا اله الا هو» توحید در عبادت است. الله، آن که شایسته عبادت و پرستش جز ذات او هیچ موجودی نیست. مسأله «لا اله الا هو» یک سرش ارتباط به خدا دارد یک سر ارتباط به انسان، چون مسأله پرستش است: ای انسان! تو در برابر هیچ ذاتی جز آن ذات مستجمع جمیع صفات کمالیه نباید کرنش و پرستش کنی، آن " باید " هم که در او می گوییم از این جهت است که او تنها ذاتی است که شایسته پرستش و ستایش و تعظیم است. وقتی که شایسته باشد، خود پرستش انسان برای انسان کمال است. اما غیر او چنین شایستگی را ندارد. اگر انسان در مقابل هر موجودی غیر از او کرنش و پرستش کند خودش را پست کرده و پایین آورده است. جز ذات مقدس او هیچ ذاتی اله نیست. اله یعنی معبود به حق، معبود به حق یعنی شایسته پرستش، موجودی که حق معبودیت دارد، شایستگی معبودیت را دارد. وقتی که تمام کمالات در او جمع است اصلا عبادت و پرستش (او) هم در واقع ثناگویی است، ثناگویی به این معنا که جمال پرستی و کمال پرستی و خضوع در مقابل کمال است، اقرار و اعتراف به یک حقیقت است: او (شایسته پرستش) است اما غیر او نه. توحید صفاتی عبارت است از اینکه همه کمالات ذات عین ذات است، اگر عالم یا قادر یا حی یا نور است به معنی این است که عین علم و قدرت و حیات و روشنایی است، او به تمام معنی احد و واحد و فرد است. لازمه وجوب ذاتی و لایتناهی بودن ذات حق این است که هیچ غیری و ثانیی برای او و در مرتبه او فرض نمی شود.

به عبارت دیگر: لازمه کمال ذاتی حق عینیت صفات با ذات است، مغایرت صفات ذات با ذات مستلزم محدودیت ذات است یعنی تنها در مورد امور متناهی و محدود فرض صفت مغایر با ذات ممکن است. بنابراین توحید صفاتی یعنی درک و شناسایی ذات حق به یگانگی عینی با صفات و یگانگی صفات با یکدیگر. توحید ذاتی به معنی نفی ثانی داشتن و نفی مثل و مانند داشتن است و توحید صفاتی به معنی نفی هرگونه کثرت و ترکیب از خود ذات است. ذات خداوند در عین اینکه به اوصاف کمالیه جمال و جلال متصف است، دارای جنبه های مختلف عینی نیست. اختلاف ذات با صفات و اختلاف صفات با یکدیگر لازمه محدودیت وجود است. توحید ذات عبارت است از بیمانندی ذات حق از لحاظ وجوب وجود و قدم ذاتی و استقلال و لایتناهی بودن، همه ماسوا اعم از مجرد و مادی ممکن بالذات و حادث بالذات است و قائم به او و محدود است. «لیس کمثله شیء» (شوری/11)؛ خدای یکتا را هیچ مثل و مانندی نیست. و «له المثل الاعلی» (روم/27)؛ آن ذات یکتا را در آسمان و زمین مثال عالی تر است. یا «فاطر السماوات و الأرض جعل لکم من أنفسکم أزواجا و من الأنعام أزواجا یذرؤکم فیه لیس کمثله شیء و هو السمیع البصیر، شوری/11»؛ خالق آسمان ها و زمین است. از خودتان برای شما زوج هایی پدید آورد و از چهارپایان نیز جفت ها بیافرید. شما را در این (زوجیت) تکثیر می کند. چیزی همانند او نیست و اوست که شنوای بیناست. و یا «لم یکن له کفواأحد، توحید/4»؛ او را هیچ کس همتا نیست. هیـﭻکس در ذات شبیه خداوند متعال نیست. دختر و پسر خدا نداریم، تثلیث در اسلام جایی ندارد. خداوند در هیچ وجودی حلول نمـﻰکند و جمع نمـﻰشود. حتی در روز قیامت هم نمـﻰشود خدا را به صورت جسم دید.. حتی خدا را نمـﻰتوانیم درک کنیم، و در عقل ما نمـﻰگنجد. هیچ گاه معنای ازل و ابد و خالد را نمـﻰفهمیم، و ...

جغرافیا و محیط زیست

گروه اینترنتی پرشیـن استـار | www.Persian-Star.net

زیست شناسی







زبان خارجه

چگونه هر زباني را در شش ماه يادبگيريمب

اين چند نكته براي يادگيري يك زبان جديد كاملا حياتي مي‌باشد. اين مطلب را كامل بخوانيد و بعد فورا شروع به يادگيري كنيد.

1-ذهن خود را كاملا آماده كنيد:
برخي تصور مي‌كنند كه يادگيري يك زبان جديد نياز به كلاس رفتن دارد. با اين تصور كاملا اشتباه هم وقت و هم سرمايه‌ي خود را تلف كرده و در آخر نيز حتي قادر به ساختن جملات ساده نخواهند بود. بايد با قدرت تجسم، خود را در شرايطي ببينيد كه گويي كاملا به زبان مورد نظر تسلط داريد. با چشم ذهن، خود را در حال مكالمه با زبان مورد نظر ببينيد.

 شرايط را بپذيريد و قبول كنيد كه در حين يادگيري زبان جديد با سختي‌هايي مواجه خواهيد شد.  هدف‌گذاري كنيد و كاملا مطمئن باشيد كه در كمتر از شش ماه به راحتي به زبان مورد نظر مسلط خواهيد شد. تغيير باور‌هاي غلط اولين قدم براي يادگيري يك زبان جديد مي‌باشد و همان‌طور كه مي‌دانيد هميشه اولين قدم مهمترين قدم مي‌باشد.
ادامه نوشته

تحقیق و پژوهش



انواع تحقیق و پژوهش

۱_ تحقيق بنيادي: تحقيقي است که در جستجوي کشف حقايق و واقعيتها و شناخت پديده ها و اشياء است و روابط علمي را کشف مي نمايد و به تبيين ويژگيها و صفات يك واقعيت مي‌پردازد. با انديشه و تفکر منطقي سر و کار دارد. به سخن ديگر تحقيق بنيادي شرح و تبيين يک تفکر يا پايه گذار انديشه هاي جديد است.

-پژوهش بنیادی : کار نظری یا تجربی که عمدتا به منظور کسب آگاهیهای جدید از منشا پدیده یا واقعیت های مشاهده پذیر انجام می شود بدون اینکه هیچ کاربرد ویژه یا دقیقی برای آن در نظر گرفته شده باشد.

 

۲_ تحقيق توسعه‌اي: پژوهشي است که با هدف گسترش مرزهاي دانش عمومي بشر صورت مي گيرد بنابراين هر يک از موضوعاتي که در حوزه علوم انساني و تجربي بتواند به گسترش اين علوم کمک نمايد و به شرح و تبيين آن بپردازد و وجوه ناشناخته آن را روشن کند در حوزه تحقيقات توسعه اي جاي مي گيرد.

پژوهش توسعه ای : کار نظام مندی که با استفاده از دانش حاصل از تحقیقت یا تجربه علمی در جهت تولید مواد، فرآورده ها یا تمهیدات جدید ، ابداع یا استقرار فرآیندها ، نظامها یا خدمات جدد انجام می شود.

3_ تحقيق کاربردي: تحقيقي است که به منظور حل مشکل يا معضل خاص علمي يا اجتماعي انجام مي گيرد. تحقيق کاربردي بايد به صورت روشن و مشخص در کارگاه يا کارخانه يا جامعه مورد استفاده قرار گيرد.

ادامه نوشته

کار گروهی







 


 
 فوايد كار گروهي

فواید کار گروهی

انسان نمي‌تواند به تنهايي زندگي كند و اين واقعيت سر منشاء شكل‌گيري تمامي گروهها، جمعيت‌ها و جوامع بشري از گذشته‌هاي دور تا به امروز بوده است. تمامي انسان‌ها در هر گروه و جامعه‌اي با توجه به توانايي‌ها و شرايط حاكم، با همكاري يكديگر به بقاي خود و ديگران كمك كرده‌اند. هرچه فرد در برقراري ارتباط در جامعه با ديگران موفق‌تر عمل كند و در واقع هوش اجتماعي بالاتري داشته باشد، زندگي بهتر و راحت‌تري را تجربه خواهد كرد. يادگيري تكنيك‌هاي همكاري و برقراري ارتباط با ديگران يكي از ضروريات مهم در زندگي هر كودكي محسوب مي‌شود. زماني كه فرد در سنين پايين همچون دوران دبستان آموزش ببيند، اين آموزه‌ها در وي دروني شده و سبب خواهد شد در آينده در زندگي موفق‌تر عمل كند

ادامه نوشته

دانستنی ها

دانستنی ها

افرادی که به مدت 8 هفته از تکنیک های مدیتیشن استفاده کرده اند یا فعالیت بدنی متوسطی داشته باشند در مقایسه با دیگران دفعات کمتری دچار سرماخوردگی شده اند. 
 بررسی ها نشان میدهند؛آرام سازی ذهن،روحیه را بهبود می بخشد  و به کاهش استرس کمک می کند و سیستم ایمنی بدن را تقویت می کند. 
 کسانی که از مدیتیشن استفاده می کنند، 76 درصد کمتر از دیگران دچار سرماخوردگی می شوند و اگر سرما بخورند مدت زمان سرماخوردگی 50درصد کاهش می یابد. 
 مدیتیشن باعث می شود آنتی بادی های بدن حاضر باشند و به محض ورود ویروس با ان مبارزه کنند



کلیپی دیدنی از یک خطای دید بی نظیر !

ادامه نوشته

سلامت و بهداشت


خدمات درمانی در ایران و ارزش خدمات بخش‌های پزشکی در سال ۲۰۰۲ تقریباً ۲۴میلیارد دلار آمریکا بود. و پیش بینی شده بود تا سال ۲۰۰۷ به ۳۱ میلیارد دلار آمریکا افزایش یابد.

ایران با جمعیت تقریباً ۷۰میلیون نفری یکی از کشورهای پرجمعیت خاورمیانه‌است. ایران در مواجهه با مشکلات معمول کشورهای از نظر جمعیت شناسی جوان منطقه‌است که تاکنون همگام با رشد، درخواستهای زیادی برای خدمات عمومی متنوع داشته‌است.

جمعیت به زودی به سن کافی برای تشکیل خانوادهٔ جدید می‌رسند که سطح رشد جمعیت و بعد از آن نیاز به زیربنای سلامت عمومی و خدمات را افزایش می‌دهد.

انتظار می‌رود تمام هزینه‌های خدمات درمان از ۲۴٫۳هزار میلیارد دلار در سال ۲۰۰۸ به ۵۰هزار میلیارد تا سال ۲۰۱۳ افزایش داشته باشند که نشان دهنده افزایش درخواست در خدمات پزشکی می‌باشد.

کل هزینه‌های درمانی ایران در سال ۲۰۰۵ برار با ۲۰/۴ درصد از تولید ناخالص ملی بود. ۷۳ درصد از ایرانیان تحت پوشش بیمه درمانی می‌باشند.

سازمان بهداشت جهانی (WHO) در آخرین گزارش خود عملکرد سطح سیستم بهداشتی در ایران را پنجاه و هشتمین سطح بهداشتی و عملکرد کلی سیستم سلامتی در ایران را رتبه ۹۳ را در میان دولتهای جهان اعلام کرد.

وضعیت بهداشتی در ایران نسبت به دو دهه قبل بهبود یافته‌است. ایران به واسطه برپایی شبکه وسیع خدمات بهداشتی اولیه توانست خدمات پیشگیری بهداشت عمومی را عرضه کند , در نتیجه سطح مرگ و میر مادر و کودک به طور قابل توجهی کاهش یافته و جالب اینکه متوسط طول عمر زندگی از زمان تولد افزایش یافته‌است. مرگ و میر نوزادان و کودکان زیر ۵ سال در سال ۲۰۰۰ در مقایسه با سال ۱۹۷۰ که از هر ۱۰۰۰ نوزاد ۱۲۲ نفر و از ۱۰۰۰ کودک زیر ۵ سال ۱۹۱ نفر می‌مردند، به ترتیب ۲۸٫۶ و ۳۵٫۶ از هزار تولد زنده کاهش یافته‌است.

دسترسی به ایمن سازی کودکان در اکثریت جمعیت شهری و روستایی امکان پذیر است.


گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


ادامه نوشته

فیزیک

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org



گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org




الکترومغناطیس شاخه‌ای از علم فیزیک است که به مطالعهٔ پدیده‌های الکتریکی و مغناطیسی و ارتباط این دو با هم می‌پردازد. از طرفی یکی از چهار نیروی بنیادی طبیعت است (سه نیروی دیگر نیروی هسته‌ای قوی، نیروی هسته‌ای ضعیف و گرانش هستند). در نظریهٔ الکترومغناطیس این نیروها به‌وسیلهٔ میدان‌های الکترومغناطیسی توصیف می‌شوند. الکترومغناطیس توصیفگر بیشتر پدیده‌هایی‌ست (به جز گرانش) که در زندگی روزمره اتفاق می‌افتد. الکترومغناطیس همچنین نیرویی‌ست که الکترون‌ها و پروتون‌ها را در داخل اتم‌ها پیش هم نگه می‌دارد. درحقیقت حامل همه‌ٔ نیروهای درون مولکولی٬ نیروی الکترومغناطیسی است.

نیروی الکترومغناطیسی به دو صورت نیروی الکتریکی و نیروی مغناطیسی بروز می‌کند که این دو جنبه‌های مختلف از یک چیز (نیروی الکترومغناطیسی) هستند و از این رو ذاتاً یه یکدیگر مربوط‌اند. تغییر میدان الکتریکی تولید میدان مغناطیسی و برعکس تغییر میدان مغناطیسی تولید میدان الکتریکی می‌کند. این اثر به نام القای الکترومغناطیسی شناخته شده است و اساس کار ژنراتورهای الکتریکی، موتورهای القایی و ترانسفورمرها می‌باشد. میدانهای الکتریکی عامل چند پدیدهٔ الکتریکی معمول مانند پتانسیل الکتریکی (مانند ولتاژ باتری) و جریان الکتریکی (مانند جریان برق) و میدانهای مغناطیسی عامل نیروی مربوط با آهنرباها هستند. در الکترودینامیک کوانتومی ٬ نیروی الکترومغناطیسی بین ذرات باردار را می‌توان از طریق روش نمودارهای فاینمن محاسبه کرد که در آن تصور می‌شود که ذرات پیام‌رسان به نام فوتن مجازی بین ذرات باردار مبادله می‌شود.

مفاهیم نظری الکترومغناطیس منجر به توسعه نسبیت خاص توسط آلبرت اینشتین در سال ۱۹۰۵ شده‌است.


ادامه نوشته

تربیت بدنی












سازمان تربیت بدنی سازمانی دولتی در ایران بود که توسط دولت جمهوری اسلامی ایران نظارت و هدایت می‌شد. این سازمان یکی از معاونت‌های ریاست جمهوری و رییس آن یکی از معاونین رییس جمهور ایران محسوب و مستقیماً توسط رییس جمهور انتخاب می‌شد.

این سازمان در سال ۱۳۸۹ منحل گردید و وظایف آن به وزارت ورزش و جوانان ایران واگذار شد.

ادامه نوشته

ادبیات



ادب یا ادبیات ( به زبان پارسی میانه : هونیپیک و هونیواچک) ، عبارت است از آن‏گونه سخنانی که از حدّ سخنان عادی، برتر و والاتر بوده است و مردم، آن سخنان را در میان خود، ضبط و نقل کرده‌‏اند و از خواندن و شنیدن آن‌ها دگرگون گشته و احساس غم، شادی یا لذّت کرده‌‏اند.[۱] در باور همگانی ادبیات یک تیره یا ملت برای نمونه مجموعه متن‌هایی است که آثار ماندگار و برجسته پیشینیان آن تیره و ملت را تشکیل می‌دهند. یکی از طبقه‌بندی‌های مشهور و پرکاربرد متن‌های ادبی، طبقه‌بندی دوگانه‌ایست که بر اساس آن متن‌ها به دو گونه‏ی اصلی شعر و نثر تقسیم می‌شوند. این طبقه‌بندی سنت دیرینه‌ای در زبان فارسی و ادبیات جهان دارد. سخنوران و فیلسوفان از دیرباز در پی پررنگ کردن خط ظریف میان این دو و ارایه تعریفی فراگیر و تمیزدهنده از شعر و نثر بوده‌اند.

ادامه نوشته

هنر معماری



معماری (به انگلیسی: Architecture)‏ یا مهرازی هنر و فن طراحی و ساختن بناها، فضاهای شهری و دیگر فضاهای درونی و بیرونی برای پاسخ هم‌آهنگ به نیازهای کارکردی و زیباشناسانه است.

باید معماری را از مهندسی سازه و ساخت و ساز متمایز ساخت. گرچه بسیاری از بناها (نظیر خانه‌ها و مکان‌های عمومی) کاملا در حیطهٔ دانش معماری‌ست، برخی سازه‌ها و بناهای دیگر (مثل یادمان‌ها، پل‌ها، کارخانه‌ها و غیرو) وجود دارند که در مرزی بین معماری و مهندسی یا معماری و هنر قرار می‌گیرند.

ادامه نوشته

طب سنتی

شیمی



بوموسی جابر بن حیان (زادهٔ حدود سال ۱۰۰ هجری شمسی معادل با ۷۲۱ میلادی در توس - درگذشتهٔ حدود سال ۱۹۴ هجری شمسی معادل با ۸۱۵ میلادی در کوفه[۲]) دانشمند و کیمیاگر و فیلسوف شیعه ایرانی[۳] [۴][۵][۶] بود. او را «پدر علم شیمی» نامیده‌اند و بسیاری از روش‌ها (مانند تقطیر) و انواع ابزارهای اساسی شیمی مانند قرع و انبیق را به او نسبت می‌دهند. پژوهشگران بر این باورند که زادگاه او شهر توس در خراسان ایران بوده‌است.

ادامه نوشته

جغرافیا




جُغرافیا یا جُغرافی در حقیقت مطالعهٔ روابط بین جوامع متشکل انسانی و محیط زندگی آنهاست. به بیانی دیگر جغرافیا دانشی است که درباره سطح زمین و پدیده‌های طبیعی، آب و هوا، رستنی‌ها، خاک، فراورده‌ها و مانند آن و پراکندگی آن‌ها بر روی زمین و روابط آن‌ها با انسان گفتگو می‌کند. هر یک از موارد مورد بررسی این دانش رشتهٔ ویژه‌ای را پدید می‌آورد مانند ژئومورفولوژی، زمین‌شناسی، هواشناسی، ستاره‌شناسی، مردم‌شناسی،زیست‌شناسی و جز این‌ها.

واژهٔ «جغرافیا» عربی‌شده «ژئوگرافیا» (به یونانیγεωγραφία)‏ است که معنی واژه‌به‌واژه‌اش «گیتی نگاری» است.[نیازمند منبع] جغرافیا مطالعهٔ زمین و اراضی، سیما، جمعیت و پدیده‌هایش است.

نخستین شخصی که از واژهٔ «جغرافیا» استفاده کرد، اراتوستن (سال ۸۹۷/۹۸ تا ۸۱۵/۱۶ پیش از هجرت) بود.

چهار سنت تاریخی در پژوهش‌های جغرافیایی عبارت است از: واکاوی (تجزیه و تحلیل) مکانی پدیده‌های طبیعی و انسانی (جغرافیا به عنوان بررسی‌ای در بارهٔ پراکندگی)، مطالعات منطقه‌ای (اماکن و مناطق)، مطالعهٔ انسان و رابطهٔ او با زمین، و پژوهش در علوم زمین است. با این وجود، جغرافیای نوین نظم و انضباطی همه‌فراگیر است که در درجهٔ نخست به دنبال درک زمین و همهٔ پیچیدگی‌های انسان و طبیعت بوده و تنها منحصر به چیزها و جایشان نیست، بلکه در مورد آن که چگونه تغییر کرده و خواهندکرد نیز می‌باشد.

جغرافیا به عنوان «پلی میان انسان و علوم فیزیکی»، به دو شاخهٔ اصلی جغرافیای انسانی و جغرافیای طبیعی تقسیم شده‌است. جغرافیا را می‌توان همانطور که ویدال دولابلاش بیان کرده علم روابط متقابل انسان و طبیعت دانست. وی بیان می‌کند که طبیعت امکان‌هایی را در اختیار انسان قرار می‌دهد و انسان براساس فرهنگش از آنها بهره برداری می‌کند، البته باید توجه داشت که در دهه‌های اخیر انتقادهای بلسیاری به این تعریف وارد شده‌است و امروزه اقتصاد سیاسی، مفهوم بازساخت، اقتصاد بازار آزاد در مرکز همه تعاریف جغرافیایی قرار گررفته‌است.[

خبرنگاری



در سال ۱۹۷۸ از سوي سازمان يونسكو (سازمان آموزشي، علمي و فرهنگي ملل متحد) اعلاميه اي راجع به نقش رسانه هاي جمعي در تقويت صلح جهاني و تفاهم بين المللي به تصويب رسيد. در اين اعلاميه، لزوم تربيت اخلاقي و اجتماعي روزنامه نگاران مورد تأكيد قرار گرفت و مجموعه اي از اصول اخلاقي براي روزنامه نگاران ارائه شد. در اين مجموعه، آزادي مبادله اخبار و اطلاعات يك حق اساسي تلقي شده و دستورالعمل هاي اخلاقي براي كليه كساني كه در جمع آوري و كسب و نشر و تفسير اخبار و اطلاعات شركت دارند وضع شده است.


در اين اعلاميه، ضمن تأكيد بر منشور جهاني ۱۹۴۸ سازمان ملل متحد، تصريح شده است كه بر اساس قوانين، خبرنگاران مطبوعات بايد منتهاي درجه ، كوشش كنند تا اخبار و اطلاعاتي كه در اختيار عموم مي گذارند صحيح، دقيق و معتبر باشد. خبرنگاران و سردبيران بايد در صحت اخباري كه به دست مي آورند تحقيق و تعمق كنند. خبرنگاران نبايد حقيقتي را تعمداً تحريف يا مخدوش كنند و همچنين هيچ نوع مطلبي را نبايد از نظر مردم مكتوم نگه دارند.

اصول اخلاقي حرفه روزنامه نگاري مقرر مي دارد كه روزنامه نگاران در هر مرحله و مقامي كه باشند بايد به خير و مصلحت جامعه ايمان كامل داشته باشند. كوشش براي تأمين منافع شخصي و كوشش براي پيش بردن مقاصد خصوصي كه با مصلحت جامعه سازگار نباشد، خلاف اصول و آئين اخلاقي روزنامه نگاري است. تخطئه مردم و تهمت و افترا به اشخاص از جمله جرائم بزرگ حرفه روزنامه نگاري است.

بر اساس قطعنامه هاي سازمان ملل متحد، سرقت ادبي و انتساب اخبار و عقايد و تأليفات ديگران به خود نيز جرم مطبوعاتي محسوب مي شود. حسن نيت به جامعه اساس و پايه روزنامه نگاري مطلوب است.

هر مطلب خلاف واقع و مخدوشي كه در هر روزنامه منتشر مي شود بايد آن روزنامه در اولين فرصت اشتباه خود را اصلاح كند، شايعات و اخبار تأييد نشده از جمله مطالب مخدوش است. روزنامه نگاران بايد امين، درستكار و با شخصيت باشند.

مجموعه مقررات يونسكو و سازمان ملل متحد مقرر مي دارد كه شهرت، شأن و حيثيت افراد بايد مورد احترام قرار گيرد و از مطالبي كه راجع به زندگي خصوصي افراد است و نشر آنها ممكن است، زيان و ضرري براي آنان ايجاد كند، پرهيز شود. همچنين اين مقررات، مقرر مي دارد كه نسبت به منابع خبر و حفظ اسرار احتياط و رعايت لازم به عمل آيد.

با چنين نگرشي است كه مسئوليت اجتماعي روزنامه نگاران شكل مي گيرد، در عين حالي كه اگر از قريحه و استعداد ذاتي نام برده مي شود، اما ذوق و علاقه شخصي نسبت به اين حرفه و آموزش تخصصي براي شكوفايي خلاقيت ها از ملزومات روي آوري به حرفه خبرنگاري است.

بدين ترتيب مي توان تعريفي از خبرنگار به دست آورد تا روي آورندگان به جرگه خبرنگاران خود را با الگوي مورد نظر كه زمينه اصلي موفقيت در اين رشته است، وفق دهد:
خبرنگار كسي است كه با اتكا به ذوق و استعداد شخصي، پس از گذرانيدن دوره آموزش تخصصي و همچنين با توجه به مسئوليت اجتماعي كه اين حرفه بر عهده او مي گذارد، وظيفه كسب، تهيه، جمع آوري و تنظيم اخبار و انتقال آنها را از طريق وسايل ارتباط جمعي (مطبوعات، راديو، تلويزيون و خبرگزاري) به مخاطبان بر عهده دارد. تطبيق با چنين شرايط است كه آموزش تخصصي و آگاهي از مفاهيم علمي به عنوان يك ضرورت اساسي، رخ مي نمايد.


زیست شناسی

سلام. خوش آمدید

زیست‌شناسی از علوم طبیعی و دانش مربوط به مطالعه جانداران زنده است. این دانش به بررسی ویژگی‌ها و رفتار سازواره‌ها، چگونگی پیدایش گونه‌ها و افراد، و نیز به بررسی برهمکنش جانداران با یکدیگر و محیط پیرامونشان می‌پردازد.زیست‌شناسی شامل موضوعات وسیعی است که دارای تقسیم‌بندی بسیاری از مباحث و رشته‌های مختلف است.از جمله مهم ترین موضوعات آن عبارت از پنج اصل به‌هم‌وابسته است که می توان آن‌ها را اساس زیست شناسی مدرن نامید:[۱]

  1. سلول‌ها به عنوان واحد اصلی حیات هستند.
  2. گونه های جدید و صفات موروثی، محصول تکامل هستند.
  3. ژن‌ها واحد اصلی وراثت هستند.
  4. ارگانیسم‌ها محیط داخلی خود را برای حفظ یک وضعیت پایدار و ثابت، حفظ می‌کنند.
  5. موجودات زنده انرژی مصرف می‌کنند و آن را به صورت دیگری تبدیل می‌کنند.

ادامه نوشته

تاریخ و ادبیات

 

 تصاویر زیباسازی نایت اسکین

سلامت و بهداشت

اساسنامه پژوهش سرا


تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری ششم www.pichak.net كليك كنيد

ریاضیات و نجوم


آثار بیرونی در ریاضیات و نجوم

بر اساس فهرستی که بیرونی از آثار خود آورده و اطلاعاتی که از آثار وی پس از تهیه ی  آن فهرست در دست است ، از 180 عنوان تألیف ، ترجمه ، پیش نویس و آثار نیمه تمام بیرونی ، دست کم 115 عنوان به ریاضیات ، نجوم و مطالب وابسته بدانها اختصاص داشته که 28 عنوان از آنها به دست ما رسیده است.



ادامه نوشته